مرا نابود کن خاطره ...
سالهاست میگویی من روانی و مریض هستم . خب بله هستم . درست هم هست چون بیمار هستم و دچار چندین بیماری که یکی از آنها لاعلاج است می باشم که خودت هم می دانی .. سالهاست میگویی به دکتر و روانکاوی بروم . خب بله باز هم میدانی که رفتم اما درمان نشدم چون تو هنوز هم همانگونه که نباید مانده ای و هستی.دکتر به من میگوید اگر او نباشد من درمان میشوم . دکتر تجویز می کند که اگر خاطره نباشد درمان می شوی . حالا خودت بگو خاطره ...من با تو بیمار میمانم ...؟و بی تو درمان میشوم ...؟چه کنم ؟بمانی؟یا بروی؟دکتر میگوید راه درمان من این است که تو مدام در کنار من باشی و تا مادامی که لحظه ای باشی و دمی نباشی حتی از این هم بدتر میشوم . خطرناک میشوم . خودآزار که هستم . دگرآزار هم میشوم . پس چه چیزی خوب است ؟ اگر عاشق منی . اگر مرا دوست داری . اگر به من احساس داری . اگر مرا میخواهی چرا درمانم نمیکنی؟ آیا میشود با هم ازدو...
ادامه مطلب