در این صفحه میتوانید تمام مطالب مرتبط با «است» را مشاهده کنید. آخرین مقالات و منابع در دسترس هستند.
خلاصه مطالبی که در این صفحه می خوانید : جای تو همیشه خالی بوده است خاطره ... و ورود به قلبم ممنوع است خاطره ... و بدون تو جهان ناقص است خاطره ... و دلم تنگ است ... اما مهم نیست خاطره ... و همه من فقط یک نفر است ... خاطره ... و تو راستی من دروغم خاطره ....
با استفاده از لینک های زبر می توانید به مطالب مورد نظر خود در سایت
تو از دروغ لذت می بری خاطره ... دسترسی پیدا کنید
گفتی جای من را در کنارت خالی کن . جای تو کی پر بوده که دیشب پر بوده باشد ؟ یا پریشب ؟ یا در همه سال های گذشته ؟ یا در هر جایی که تنها بوده ام و به هر جایی که تنها رفته ام ؟ تو که همیشه و در هر جا و هر مکانی جایت خالی است و آیا روزی یا شبی بوده است که جایت را خودت پُر کرده باشی ؟ شبی را بگو که با من به صبح رسانده باشی . روزی را بگو که بی دغدغه کنارم نشسته باشی . و اینک انصافا به من بگو وقتی خودت نباشی جای خالی تو را کجای دلم بگذارم ؟ تا به حال کدام جای خالی مرا پر کرده ای که الان باید با جای خالی تو زندگی کنم ؟ اصلا مگر میشود جای خالی کسی را در جای دیگری گذاشت و آنجا را پُ کرد ؟ خالی ، خالی است . وقتی جایی خالی است آن را چه باید کرد ؟ جای خالی تو را با پنبه و پوشال و خس و خاشاک پر کنم ؟ جای خالی تو فقط با تو پُر می شود خاطره ... ...
ادامه مطلب اگر هر نوع رابطه ای یک طرفه باشد باید خیلی زود مصمم به پایان آن باشی .چون حتما به دردسر میفتی . شاید راه نجات این باشد که بدانی دادگاه ها پر از کسانی است که ماه ها و سال های متوالی از عشق سوزان یکدیگر شب و روز نداشتند ولی بعد از گذشت کمتر شش ماه از وصال به همان شدت عشق دوران هجران از همدیگر متنفر شده و اینک به دادستانی آمده اند تا خود را بیابند و از نگاه به هم دور شوند . انسان باید خود را پیدا کند خاطره . تو راست می دیدی و راست میگفتی . تو اشتباه نکردی چون اصلا پدیده ای به نام عشق را باور نداشتی و خودت را می دیدی و همه چیز برایت ماشین و خانه و زندگی ات بود . تو رها بودی خاطره . رها در خواستن هایت . رها در خودخواهی هایت ولی عشق خودخواهی را نمی فهمد و باید آتش بگیری و بسوزی و خاکستر شوی اما اگر میخواهی گرفتار نباشی باید رها بش.ی از این دروغ ها که تو بودی خاطره . تو اصلا رهایی بودی . تو خود د...
ادامه مطلب اين ها را مردي مي نويسد كه تو را مي پرستد ... تو خودت مي داني كه چگونه مي خواهدت و چگونه هيچ چيز ی را بی تو نمي خواهد ...تو يك زني ... يك زن ... زني به قدرت يك زن ... زني به توان يك زن ... كه هر مردي در آرزوي داشتن اوست ...كاش مي شد تو را صاحب شد ... كاش مي شد تو را مالك شد ... كاش مي شد بر تو حكومت كرد ... اما ... آنكه با تو باشد اسير است ...آنكه با تو باشد برده اي بيش نيست ...تو خودت صاحبي بر من ... تو خودت مالكي بر من ....تو خودت خدايي برمن ... اي خدا ... مي پرستمت ... ...
ادامه مطلب می دانم هرگز نمی آید ... اما دلم برایش تنگ است ...دلم برای کسی تنگ است که دل تنگ است…دلم برای کسی تنگ است که طلوع عشق را به قلب من هدیه می دهد …دلم برای کسی تنگ است که با زیبایی کلا مش مرا در عشقش غرق...
ادامه مطلب تو بهانه ي خلقت من هستي و وجود من از توست ... به چشمانت قسم ميخورم ... و تو هم تو را به خدا يه كم نگاه كن به راه رفتنت و به حرف زدنت و خلاصه به بودنت ...كمي نگاه كن و از ياد نبر چشمه را كه به دست مرد...
ادامه مطلب گفتي عاشقمي، گفتم دوستت دارم.گفتي اگه يه روز نبينمت غصه دار ميشم ، گفتم من ميميرم .گفتي من بجز تو به كسي فكر نمي كنم، گفتم اتفاقا به خيلي ها فكر مي كني.گفتي تا ابد تو قلب مني، گفتم فعلا تو قلبت جا دارم.گفتي اگه بري با يكي ديگه من خودمو مي كشم، گفتم اما اگه تو بري با يكي ديگه، من دلم ميخواد خودم برات رختخواب بندازم.گفتي ... ، گفتم... .حالا فكر كردي فرق ما اين هاست؟ نه!فرق ما اينه كه: تو دروغ گفتي، من راستشو.
نوشته شده توسط خاطره پرستيدني در 0:40 | لینک ثابت • ...
ادامه مطلب