وای از خاطره که نیست ...

خرید بک لینک

خاطره, ، پنجره اي دور و محال از دو نگاهم به بلنداي جهان است ، كه بلند است از عشق ... خاطره, ، بال عقابي است كه هر لحظه مرا دورتر است ... كه محال است از من ... خاطره, ، فاصله حنجره ي خسته ي من باشد از اين درد... كه گره خورده به بغض ... ولي از پنجره ي عشق در آن اوج بلندش كه به يادم هم نيست ، هيچ ندارد ترديد ... كه دلم را غم ديد ... خاطره, ، تيشه و كوه است در انديشه ي شيرين شده ي بي بنياد... كه به رويش فرياد ... خاطره, ، ليلي و مجنون دلش من باشم ، يا كه هستم فرهاد ... خاطره, ، عشق اهورايي من در قفس ضحاك است ... كه منم كاوه ي آهنگر و باد ... حسرت عشق بماند به دلم يا به همان حنجره ي بسته به فرياد و داد ... دل من زار افتاد .. خاطره ، باشد و زين پس نروم در كويش ... يا نبينم رويش ... كه نگيرم مويش ... و چگونه بسرايم غم خود با دل تو ... كه دلت قافله ها دارد و بيش ... و منم طعنه و نيش ...

تو از دروغ لذت می بری خاطره ......

ما را در سایت تو از دروغ لذت می بری خاطره ... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 109 تاريخ: جمعه 16 آذر 1397 ساعت: 16:13

صفحه بندی