انسان هرگز نمي فهمد كه چقدر عاشق است مگر زماني كه بخواهد ديگر عاشق نباشد ! من هم نمي خواهم چون تو نميخواهي و اين ننگ من است كه نتوانسته ام تو را عاشق خودم كنم ... باور كن تا ته خط مي رفتم اگر تو برايم در اينجاي جمله ، نقطه نميگذاشتي ... نقطه اي كه به اسم ، دخترت است اما رسما شوهرت ... تو علنا مقاومتي در رفتن من نميكني چون در ته دل خودت راضي به مرگ و نبودن و رفتن من هستي تا بتواني زندگي خودت را حفظ كني ، تو هرگز مرا نميخواهي ... و این از نجابت توست . تو خانواده ات را دوست داری و این بهتر است که با آنها بمانی و ما به گناه وارد نشویم .....
نوشته شده توسط خاطره پرستيدني در 12:43 | لینک ثابت •
تو از دروغ لذت می بری خاطره ......
ما را در سایت تو از دروغ لذت می بری خاطره ... دنبال میکنید
برچسب: خواهی,خاطره, نویسنده: بازدید: 97 تاريخ: سه شنبه 31 مرداد 1396 ساعت: 3:31