شعری که سال ها قبل نوشتم و دزدیدند و خواندند ....

خرید بک لینک

من نفسم بند توئه نرفته بر می گرده ، خواسته فراموشت کنه ولي هر کاری کرده ، خواسته صدانو نشنوه ، اسم نبره اسمتو ، گفته همو نبینیمو، نگی ببینیم همو...

خواسته دلش سنگ بشه تنگ شد.. رفته دلت تنگ بشه سنگ شد ... خواسته یه كم دور بشه و حس کنی تنها موندی ، خواسته که جام خالی باشه دستمو اما خوندی ، خواسته بره يا كه به روت نياره ، شايد حتي يه لحظه هم بي تو دووم نیاره ، رفتم دلت تنگ بشه سنگ شد ، خواستم دلم سنگ بشه تنگ شد ...

تو از دروغ لذت می بری خاطره ......

ما را در سایت تو از دروغ لذت می بری خاطره ... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 122 تاريخ: جمعه 16 آذر 1397 ساعت: 16:13

صفحه بندی